• وبلاگ : آواز قناري
  • يادداشت : معراج
  • نظرات : 0 خصوصي ، 9 عمومي
  • ساعت ویکتوریا

    نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     

    سلام

    ممنون كه به وبلاگم سرزدي و نظر دادي

    وبلاگ خوبي داريد اما مثل اينكه تازه راه انداختيد

    سعي كن در وبلاگت عكس بذاري اگر هم مطلبي خواستي

    توي قسمت نظرات وبلاگم بگو تا در اسرع وقت به ايميلت فرستاده

    بشه

    سلام

    ازآشنايي با شما خوشبختم . سروده جالبي بود . اعتراف مي كنم كه تا كنون به آن دوردستها پروازنكرده بودم . شايد هم تقصيري ندارم چون شاعر نيستم . به نظرم پرواز عاشقانه اي است تا رسيدن به خدا . من خود طور ديگري به دنبالش هستم . شايد بشود گفت در دوست داشتن خلق خدا كه شماي عزيز هم جزوشان هستيد . يكي از عاشقانش كه قدرت پروازتا بي نهايت را داريد . دست مارا هم بگيريدو

    همراه خود ببريد. با نوشتن و آشنا ساختنمان با منظرهاي زيباتري از زندگي . برايتان آرزوي سلامتي و موفقيت روز افزون مي كنم .

    اي بابا ...چرا اين جوري شد؟؟؟ شرمنده من اولين باره اين جور وبلاگي را ميبينم...اينتر را زدم خودش بي اجازه ارسال شد...شعر خيلي قشنگي بود...

    همه شب در اين اميدم که نسيم صبحگاهي

    به پيام آشنايان بنوازد آشنا را

    بازم ازتون ممنونم...

    سلام

    خيلي ممنونم که به من سر زدين...خوشحال شدم...

    برم شعرتون را هم بخونم...و برگردم...

    به رسم ادبسلام
    .
    .از درد سخن گفتن و از درد شنيدن...
    با مردم بي درد نداني که چه درد است..........!!!!!!!!!!!!
    .
    .
    کلبه تنهاييم به روز شد..
    منتظر حضور گرم و پر مهر شما هستم..
    موفق باشيد و پايدار
    همه هست آرزويم كه ببينم از تورويي
    چه زيان ترا كه منهم برسم به آرزويي
    به كسي جمال خود را ننموده اي و بينم
    همه جا به هر زباني بود از توگفتگويي
    به ره تو بس كه نالم زغم توبس كه مويم
    شده ام زناله نالي، شده ام زمويه مويي
    همه خوشدل اينكه مطرب بزند به تار چنگي
    من از آن خوشم كه چنگي بزنم به تار مويي
    شود اينكه از ترحم دمي اي سحاب رحمت
    من خشك لب هم آخر زتو تر كنم گلويي
    بشكست اگر دل من به فداي چشم مستت
    سرخم مي سلامت شكند اگر سبويي
    همه موسم تفرج به چمن روند و صحرا
    تو قدم به چشم من نه بنشين كنار جويي
    نه به باغ ره دهندم كه گلي به كام پويم
    نه دماغ اينكه از گل شنوم به كام بويي
    نه وطن پرستي از من به وطن نموده
    + يك دوست تنها 

    سلام قناري عزيز. بخاطر لطفي كه به من و وبلاگم داري ممنونم. اين شعر زيبا يه پيام مهم داره و اونم اينكه مرغ فكر ما چقدر راحت مي تونه تا هرجايي بره اونم به همين راحتي. جدي اينم اگه از ما مي گرفتن چه مي كرديم. ايشالله موفق و مويد باشيد و هرجاي اين آب و خاك هستيد. از آبي بي كران شمال تا درياي نيلگون خليج فارس صحيح و سالم و تندرست باشيد. البته در اين هواي سرد دعا مي كنم طرف هاي جنوب باشيد. مثلا كيش يا قشم